چگونه در عصر حجر پینگ کنیم؟
جرقهی این یادداشت در یک گپ دوستانه با یکی از همشهریان اینترنتی خوبم، زده شد. به ذهنم رسید که آن را در قالب یک سلسله یادداشت تحت عنوان "وبلاگنویسی در عصر حجر" بنویسم، که این روزها موضوعات حواشی وبلاگ فارسی و وبلاگنویسی سوژهی خوبی برای این ایده است. مسائلی نظیر فیلترینگ، پیامگیرها و پیامها، برخوردهای وبلاگی (و این روزها "پشت وبلاگی")، نامههای دستهجمعی، قالب و ساختار خود وبلاگ و ... همه میتوانست دستمایهی خوبی برای این یادداشت ها باشد. اما از آنجا که به هر یک از این مسائل در جای خود، توسط سایر دوستان و به سبکهای مختلف پرداخته شده است، از نوشتن این یادداشتها به صورت سریالی خودداری میکنم.
فیلترینگ و بهخصوص فیلتر کردن بلاگرولینگ آخرین نمونهی برخورد حجری با این پدیدهی دنیای مدرن - اینترنت - است. دوستان زیادی راههای دور زدن این مشکل را نوشتند که البته همگی وابسته به خود اینترنت بودند. راهکاری که اینجا ارائه میشود، این تمایز را دارد که خود از جنس راهکارهای حجریست. با هم بخوانیم:
1- پینگ محلهای: استفاده از دود آتش، روشی است که برای این حالت پیشنهاد میشود. این ایده که از سرخپوستان آمریکایی برگرفته شده، بهراحتی و با چند هیزم در بام منازل قابل اجراست. از مزایای این روش، سرعت مناسب در اطلاع دادن به روز شدن وبلاگ است. بُرد کم و آلوده کردن محیطزیست از جمله عیبهای این روش است. استفاده از این روش برای پینگ کردن برای آنها که در شبها مینویسند، منظرهای دیدنی را بر بامهای شهر پدید خواهد آورد.
2- پینگ درونشهری: استفاده از پرندهی نامهرسان برای این مورد روش مناسبی است. با ساختن یک قفس و چند کبوتر (یا هر پرندهی مناسب دیگر) میتوان این سیستم پینگ کردن را در منزل خود راهاندازی کرد. پیشنهاد میشود پیش از استفاده از این روش به مهارتهای مورد نیاز کفتربازی آشنا شوید. با توجه به رشد روزافزون وبلاگنویسی، در چشمانداز این روش باید به فکر ایجاد خطوط پرواز شهری، جهت جلوگیری از سوانح هوایی بود.
3-پینگ برونشهری: در این روش که به "پینگ کشوری" نیز مشهور است، از اسپ (یا هر چهارپای مناسب دیگر) و چاپار برای پینگ استفاده میشود. این روش بهطور انفرادی قابل اجرا نیست (بهویِژه در شهرها) و پیشنهاد میشود دوستانی که به دنبال کسب درآمد اینترنتی هستند به تاسیس شرکتهای پینگ کشوری و چاپارخانه بپردازند و از این راه، هم کمکی به ما وبلاگنویسان بینوا کنند و هم درآمدی از این راه برای خود کسب کنند.
4- پینگ بینالمللی: تنها روشی که در برای این حالت به ذهن نویسنده میرسد، استفاده از همان روش انداختن بطری در دریاست (در اینجا خلیجفارس). شاید از این روش بتوانیم به روز شدن وبلاگ خودمان را به گوش دوستان برونمرزی خود برسانیم. البته وبلاگنویسانی که در شهرهای ساحلی زندگی نمیکنند، ناچاراند که از روشهای ترکیبی استفاده کنند، که کمی زمانبر و البته نامطمئن است.
فیلترینگ و بهخصوص فیلتر کردن بلاگرولینگ آخرین نمونهی برخورد حجری با این پدیدهی دنیای مدرن - اینترنت - است. دوستان زیادی راههای دور زدن این مشکل را نوشتند که البته همگی وابسته به خود اینترنت بودند. راهکاری که اینجا ارائه میشود، این تمایز را دارد که خود از جنس راهکارهای حجریست. با هم بخوانیم:




7 پیام:
شنيديد مي گن طرف زد وسط خال... اين مطلب فرهنگ خود خودشه... فقط به عنوان يك رسانه اي كه مشابه رسانه هاي قبل از عصر حجره مي تونيم به رسانه زير اشاره كنيم: IRIB
فرهنگ جان، خيلی جالب بود، کلی خنديدم از تصور اين انواع پينگ کردن..راستی نقاشيها رو از کجا آوردی؟
!سلام، فرهنگ عزيز
انداختن بار گناهان خود به گردن ديگران، فرهنگ سخت جانی است. فکر می کنم، درست ترين روش برخورد با آن، رواج و گسترش اين قبيل نوشته ها است. شاد و موفق باشی
! در ضمن، از بابت لينک، سپاسگزارم
اینجوری که باید سالی یکبار مطلب بنویسیم مخصوصا روش آخر!
:)
در اين مواقع ست كه خلاقيت آدم به درد مي خوره و كارش را سريعتر راه مي ننداره
فرهنگ عزيز دوست نازنين می بخشی مکن متوجه نشدم عمو آدم با بابای ادم فرق داره ها:) به هر حال خوش به حال اين نامی نازنين که عمو نازنين داره. اين مطلبت هم خيلی با حال بود چه عکس های بامزه ای گذاشتی بودی.
امیرحسین عزیز؛
اون که بابا مال ماقبل حجره!!!
شبنم جان؛
شما همیشه به من لطف دارید. خوشحالم که باعث خنده شده و تصاویر هم که برات نوشتم...
آقای درویشپور گرامی؛
مرسی از نکتهسنجی شما.
نرگس جان؛
عیبی نداره! مهم همون نوشتنه...
دنیا خانوم؛
اولا مرسی که سر زدید. ثانیا هم موافقم.
مامان تیلا خانوم!
از محبتات ممنونم. البته خود نامی خیلی خیلی نازنینتر از عموشه. خیلی دوست دارم عکس این کوچولوی نازنینت رو که فکر کنم همین روزها پیداش میشه، ببینم.
[صفحهی اصلی]